نگاهی به مفهوم آمیخته بازاریابی (Marketing Mix-4P)

نگاهی به مفهوم آمیخته بازاریابی (Marketing Mix-4P)

نگاهی به مفهوم آمیخته بازاریابی (Marketing Mix-4P)

 برای یک برآورد صحیح سه مرحله‌ی زیر را دنبال کنید:

1- جمع آوری اطلاعات: تا جای ممکن داده کسب کنید و  آن را تحلیل کنید. برای مثال سوال های زیر می‌توانند شما را یاری کنند:

  • بهترین روش تبلیغات چیست؟
  • مشتریان با کدام روش تبلیغات بیشتر جذب می‌شوند؟
  • آیا این روش تبلیغ در دراز مدت به صرفه است؟
  • چرا این روش؟
  • و سوالاتی از این قبیل
 
تا حد امکان داده کسب کنید و آن را تحلیل کنید

2- اجرا: پس از جمع آوری اطلاعات، روشی را که به نظرتان صحیح تر آمده اجرا کنید. توجه کنید که این کار را به صورت محدود انجام دهید زیرا نمی‌توان تمام هزینه‌ی خود را صرف این کار کنید. برای مثال اگر قصد تبلیغات در شبکه های اجتماعی دارید، این کار را به صورت حساب شده و به صورت آزمایشی اجرا کنید.

3- بازخورد: پس از اجرا بازخورد بگیرید. چندین روش را با هم مقایسه کنید و بهترین را انتخاب کنید.

همکاری استراتژیک: برای ورود به یک بازار جدید کدام روش منطقی تر است؟ خودتان تنهایی همه‌ی کارها را انجام دهید و سعی در تسخیر بازار داشته باشید و یا با شرکت هایی که در منطقه‌ی جدیدی که قصد فروش دارید(جنوب) همکاری کنید؟ با کمک تیم های حقوقی و مالی، واحد توسعه کسب و کار همه گزینه ها و فرصت های موجود را بررسی می‌کند و گزینه ای که برای کسب و کار بهترین است را انتخاب می‌کند.

مدیریت پروژه / برنامه کسب و کار: آیا توسعه کسب و کار نیاز به تسهیلات جدید در بازار جدید(جنوب کشور) دارد یا اینکه تمام محصولات در همان محل قبلی تولید شده و سپس به بازار جدید که جنوب کشور است ارسال می‌شود؟ و یا گزینه‌ی دوم: نیاز به تسهیلات و تجهیزات جدید در همان محل قبلی تولید محصول است؟ این تصمیمات توسط تیم یا واحد توسعه کسب و کار براساس ارزیابی های مربوط به هزینه و زمان گرفته می‌شود و سپس، تیم مدیریت / اجرای پروژه برای دستیابی به هدف مورد نظر عمل می‌کنند.

 
تصمیمات تیم یا واحد توسعه کسب و کار براساس ارزیابی های مربوط به هزینه ها و زمان گرفته می‌شوند

مدیریت محصول: استانداردهای نظارتی و الزامات بازار در سراسر کشور متفاوت است. به عنوان مثال ممکن است محصولی که در غرب کشور با حجم زیادی از تقاضا مواجه است در جنوب خواستاری نداشته باشد و یا سلیقه‌ی مردم جنوب ایجاب می‌کند که بسته بندی و یا ترکیبات و اجزای محصول متفاوت باشد. واحد توسعه کسب و کار لازم است تمامی این موارد را در نظر بگیرد و پس از بررسی و مطالعه در استراتژی های توسعه کسب و کار گنجانده شود. عواملی که باید در نظر گرفته شوند به شرح زیر می‌باشند:

  • هزینه تغییر در محصول
  • نیازمندی های بازار هدف جدید(جنوب)
  • قوانین بازار هدف جدید(جنوب)
  • نرخ بازگشت سرمایه
  • منابع مالی توسعه کسب و کار

مدیریت فروشنده: آیا بازار جدید به فروشندگان جدید نیز نیاز دارد؟ به عنوان مثال، آیا حمل و نقل یک محصول به یک سرویس پیک اختصاصی نیاز دارد؟ آیا لازم است با خرده فروشی و فروشندگان بزار جدید همکاری شود؟ آیا شرکای تجاری کمک خواهند کرد؟

واحد توسعه کسب و کار از طریق چنین سوالاتی مدیریت فروشنده را انجام می‌دهد:

مذاکره، شبکه سازی و روابط غیر رسمی: داشتن رابطه و نفوذ در بین بازار جدید، می‌تواند تاثیر به سزایی داشته باشد. اگر دید شما بلند مدت باشد و برنامه ریزی دقیق انجام گرفته باشد، چند سال قبل از ورود به بازار جنوب می‌توانید در آنجا روابطی پیدا کنید و با ساختن یک شبکه گسترده و قوی از ارتباطات، فرآیند توسعه کسب و کار خود را گسترش دهید. این کار می‌تواند جایگاهی ویژه در استراتژی های توسعه کسب و کار شما داشته باشد.

 
داشتن رابطه و نفوذ در بین بازار جدید، در رشد کسب و کار تاثیر به سزایی دارد

صرفه جویی در هزینه: توسعه کسب و کار فقط به معنی افزایش فروش، افزایش محصولات و دسترسی به بازار جدید نمی‌باشد. تصمیمات استراتژیک نیز برای بهبود خط مشی مورد نیاز است که شامل اقدام برای کاهش هزینه نیزمی‌باشد. به عنوان مثال، ارزیابی داخلینشان دهنده‌ی هزینه های بالای سفر را نشان می‌دهد. این ارزیابی ممکن است منجر به تغییر سیاست سفر شود.برای مثال می‌توان به جای سفر برخی جلسات را به صورت آنلاین برگزار کرد.صرفه جویی در هزینه به ویژه برای سازمان هایی که با هزینه و درآمدهای بالا سر و کار دارند مفید است. برای مثال شرکت های نفتی مبالغ بالایی از هزینه و مبالغ بالایی از درآمد دارند. این اعداد بزرگ مسائل حسابداری و مالیاتی را برای ان ها دشوار می‌سازد. گاهی ممکن است یک شرکت نفتی بالغ بر 1 میلیارد دلار درآمد داشته باشد اما تنها 200 میلیون دلار آن سود باشد. این شرکت با به کار گیری اصلاحات در خطوط لوله توزیع نفت، تخصیص مناسب کامیون ها برای حمل و نقل و دیگر روش های ممکن، هزینه های خود را کاهش می‌دهند. این کار باعث افزایش سود نیز می‌شود.

سناریوی توسعه کسب و کار که در بالا مورد بحث قرار گرفت، مختص یک برنامه توسعه کسب و کار است که تقریباً در هر واحد تجاری قابل مشاهده است. می‌توان اهداف توسعه کسب و کار مشابه ای از قبیل توسعه یک خط تجاری جدید، توسعه کانال فروش جدید، توسعه محصول جدید، مشارکت های جدید در بازارهای موجود/جدید و حتی تصمیمات ادغام وجود داشته باشد.

به عنوان مثال، در صورت ادغام می‌توان با ادغام کارکردهای مشترک بخش های مختلف کسب و کار یا سازمانتان، صرفه جویی قابل ملاحظه ای انجام داد. به همین ترتیب، یک وظیفه که در پنج دفتر مختلف در یک شهر انجام می‌شود، می‌تواند به یک مرکز بزرگ منتقل شود و در نتیجه موجب صرفه جویی قابل توجهی شود.در اصل، توسعه کسب و کار مستلزم تصمیم گیری در سطح بالایی است که براساس ارزیابی واقع بینانه و در نظر گرفتن تغییرات احتمالی و تأثیر آنها انجام می‌شود.

شخص یا نهاد مناسب برای توسعه کسب و کار

توسعه گر کسب و کار می‌تواند صاحب کسب و کار و یا کارمندی باشد که برای این کار معین شده است. هرکسی که بتواند یک استراتژی رشد و یا توسعه کسب و کار پیشنهاد دهد، می‌تواند در توسعه کسب و کار مشارکت داشته باشد. مدیران غالباً كاركنان را به سمت ایده های نوآورانه با استفاده از روش طوفان فکری تشویق می‌كنند كه می‌تواند در بهبود پتانسیل كل مشاغل كمك كند.

کسب و کارها همچنین از شرکتهای انکوباتور خارجی، شرکتهای توسعه تجارت (BDC) و مراکز توسعه تجاری کوچک (SBDC) کمک می‌خواهند. با این حال، این نهادها فقط در مراحل اولیه راه اندازیکسب و کارهابه ایجاد و تنظیم دقیقآن ها کمک می‌کنند. هنگامی که یک کسب و کار بالغ می‌شود، باید بر توسعه خود در داخل توجه کند و خودش برنامه توسعه کسب و کار و استراتژی های توسعه کسب و کار مورد نظرش را تنظیم کند.     مهدی کشاورز- تیم دیجیتال مارکتینگ

آخرین اخبار و مقالات
جستجو
دسته بندی اخبار و مقالات
مقالات مرتبط
خبرنامه